سفارش تبلیغ
واحد طراحی
واحد طراحی

نیمکت آخر

ستایشگر معلمی هستم که اندیشیدن را به من آموخت نه اندیشه ها را

سوالات جنسی کودکان را این جوری جواب دهید:

 

کودک

 

 

جلوگیری از احساس نابهنگام جنسی دو بخش اساسی دارد. بخش اول، مراقبت‌هایی است که والدین باید در رابطه با خود داشته باشند و بخش دوم مراقبت‌هایی که در رابطه با فرزندان خود باید پیش بگیرند که هرکدام به شرح زیر است:

مراقبت والدین در رابطه با فرزندان

1. شست‌وشو و تطهیر:

به عنوان مثال در 3 یا 4 سالگی، وظیفه استحمام پسران بهتر است بر عهده پدر باشد. در مجموع شست‌وشوی کودکان پس از دفع و مراقبت از بهداشت او در دوران کودکی خود عامل مهم و اساسی در پیشگیری از بیماری‌ها و کمک به بهداشت جنسی کودک است.

2. پوشش و لباس:

از 3 سالگی به بعد باید لباس کودک به نوعی حاکی از جنسیت او باشد و لباس‌های او چسبان و تنگ نباشد. لباس‌های زیر، زبر نباشد زیرا باعث تحریک و خارش بدن او می‌شود.

ادامه مطلب...

[ چهارشنبه 92/11/23 ] [ 11:50 صبح ] [ شبنم موحد ]

نظر

دانستنی های کودکان

این سوالاتی هست که بچه ها معمولا دوست دارن بدونن و اگه ما که بزرگتر اوناییم ازشون اطلاعی نداشته باشیم یا نتونیم کامل جواب بدیم خب خیلی بد میشه

 کنجکاو

مبادی تاریخ مردم جهان

 

منظور از مبدأ تاریخ، زمان وقوع حادثه ای است که ملتی آن را برای خود مبدأ قرار داده و زمان  را با آن می سنجند.

 

مهمترین مبادی تاریخ مردم جهان عبارتند از :

 

1- سال خورشیدی:

 

برابر است با 365 روز و 6 ساعت که زمان گردشی کره زمین به دور خورشید است. سال شمسی (خورشیدی) مخصوص کلدانیان  بوده که بعد از بین رفتن کلدانیان، ایرانیان آن را معمول کردند.

 

* سال کبیسه:

 

سال خورشیدی را 365 روز محاسبه می کند و 6 ساعت باقی مانده را روی هم جمع کرده و هر چهار سال یکبار(  24=4×6  )یک روز به سال اضافه می کنند ( 366 روز) و آن را سال کبیسه می نامند.

 

2- سال قمری:

 

که آن  را هلالی هم  می گفتند، یعنی مدتی که قمر از هلال یک دورِ خود را در مدت 29 روز 12 ساعت و 43 دقیقه می پیماید. یک سال قمری 354 روز است .

 

* مبدأ سال شمسی وسال قمری هجرت حضرت  رسول اکرم (ص) از مکه به مدینه می باشد که این واقعه مهم را مبدأ این دو تاریخ قرار داده اند.

 

3- سال مسیحی یا میلادی:

 

مبدأ آن  تاریخ تولد حضرت مسیح است. ولادت مسیح، سه شنبه 25 کانون اول برابر با 311 تاریخ اسکندری واقع شده است.

 

* سال یزدگردی:

 

این  سال بعد از اسلام مرسوم شد و مخصوص پارسیان  بود و مبدأ آن جلوس یزدگرد در روز سه شنبه 22 ماه ربیع الاول سال یازدهم قمری برابر ماه(جزیران رومی) یعنی سال 993 رومی یا اسکندری برابر با 16 ژوئن 632 میلادی است که 365 روز حساب می شد.

 

* سال رومی یا اسکندری:

 

 مبدأ آن روز دوشنبه سال 312 قبل از میلاد که مصادف با ابتدای سلطنت نیکاتو جانشین اسکندر است. بعضی می گویند چون علمای اسکندریه واصع آن بودند، لذا به این نام مشهور شد و ماههای آن عبارتند از:

 

کانون دوم (31 روز) - شباط (28 روز)- آذار(31 روز)- نیسان(30 روز) ایاز(31 روز) – حزیران(30 روز)- تموز(31 روز) – آب(31 روز)- ایلول(30 روز)- تشرین اول(31 روز)-  تشرین دوم(30 روز)- کانون اول (31 روز)-

 

این ماه ها را عبرانیان متداول نمودند.

 

* سال جلالی:

 

بنا به قول مشهور این را تاریخ ملکشاهی یا سلجوقی یا فارسی می گویند و مبدآ آن روز جمعه دهم ماه رمضان 471 هجری قمری مطابق با پانزدهم آذر ماه 1295 رومی و سال 1078 میلادی می باشد.

 

این تاریخ در زمان ملکشاه سلجوقی مرسوم شد و جمعی از علما مانند حکیم عمر خیام، ابوالمظفر اسفزاری، میمون بن نجیب واسطی، خواجه عبدالرحمن خازنی،دعوت  شدند و با کوشش عمرخیام تدوین و به تقویم جلالی موسوم گشت.

 

* نام  سالها:

 

 ترکان ابیغوری برای هرسال نام حیوانی را نهاده بودند که ایرانی ها نیز به تدریج از آنها استفاده کردند. این اسامی عبارتند از :

 

موش - گاو- پلنگ- خرگوش - نهنگ - مار- اسب – گوسفند – میمون – مرغ – سگ – خوک.

 

با حفظ این شعر می توانید نام این سالها را به خاطر بسپارید:

 

 موش و بقر و پلنگ و خرگوش شمار

 

زین چار چو بگذری نهنگ آید و مار

 

آنگاه به اسب و گوسفند است حساب

 

همدونه و مرغ و سگ و خوک آخر کار

 

 (بقر= گاو) (همدونه= میمون)

 

* برای تشخیص اینکه هرسال با کدامیک از این نامها مطابقت دارد، از سال خورشیدی عدد 6 را کم کنید، حاصل را بر 12 تقسیم کنید، عدد باقیمانده ی این تقسیم را که حتماً کمتر از 12 است در نظر بگیرید،از شماره ی یک از موش شروع به شمردن کنید، نام هر حیوانی با عدد باقیمانده مطابقت کرد، سال همان حیوان است.

 

بعداز خواندن مطالب بالا، علی با کمک  پدرش نام ماههای قمری را از تقویم پیدا کرد و آنها را به خاطر سپرد. این ماهها به ترتیب عبارتند از:

 

1- محرم

 

2-صفر

 

3-ربیع الاول

 

4- ربیع الثانی

 

5- جمادی الاول

 

6-جمادی الثانی

 

7- رجب

 

8-شعبان

 

9- رمضان

 

10-شوال

 

11-ذیقعده( ذی القعده)

 

12- ذیحجه(ذی الحجه)

 

علی برای پیدا کردن نام ماههای شمسی به تقویم نیازی نداشت، چون از وقتی به کودکستان  می رفت، آنها را بلد بود و خیلی زود همه را به ترتیب نام برد:

 

فروردین- اردیبهشت- خرداد- تیر مرداد- شهریور- مهر- آبان –آذر-دی- بهمن – اسفند.

 

حالا شما بچه های عزیز با استفاده از فرمولهایی که مشاهده می کنید، تاریخ تولدتان را از شمسی به قمری و میلادی تبدیل کنید:

 

طریقه تبدیل سالهای شمسی و قمری به همدیگر:

 

برای تبدیل سال شمسی به قمری آن را در عدد 11 (اختلاف بین روزهای شمسی و قمری) ضرب کرده و حاصل ضرب را به 354 (تعداد روزهای سال قمری)  تقسیم کنید.

 

عدد حاصل را با سال شمسی جمع کنید، سال قمری بدست می­آید.

 

مثال: 1365 شمسی برابر است با چند قمری؟

 

15015= 11 × 1365

 

42= 354 ÷ 15015

 

1407= 42 + 1365

 

و برای تبدیل سال قمری به شمسی آن را در عدد 11 ضرب کرده، حاصلضرب را به عدد 365 (تعداد روزهای سال شمسی تقسیم کنید). عدد حاصل را از سال قمری کم کنید تا سال شمسی به دست آید،

 

مثال: سال 1407 قمری برابر چه سالی است؟

 

15477= 11 × 1407

 

42= 365 ÷ 15477

 

1365 = 42 - 1407

 

برای تبدیل سال شمسی به میلادی:

عدد 621 را به سال شمسی اضافه کنید ، سال میلادی به دست می آید. اگر 621 را از سال میلادی کم کنید، سال شمسی به دست خواهد آمد.



[ چهارشنبه 92/11/23 ] [ 11:45 صبح ] [ شبنم موحد ]

نظر

سلام بر فجر

nasr19

آهن آبدیده را زنگ عوض نمی کند…

چهره انقلاب را جنگ عوض نمی کند

به دشمن علی بگو به کوری دو چشمتان…

پیرو خط رهبری رنگ عوض نمی کند




[ شنبه 92/11/12 ] [ 7:32 عصر ] [ شبنم موحد ]

نظر

چرا کودکم مدام بی احترامی می کند؟

برای نمایش بزرگترین اندازه کلیک کنید

 

بعد از تعطیلات تابستان بازگشت به روال عادی روزهای مدرسه کمی سخت است؛ به خصوص برای کودکانی که تمام اوقاعت فراغت خود را در منزل مانده ‌اند. اغلب والدین در این مورد با مشکل رو به‌ رو می ‌شوند و فرزند آنها صبح با غرغر رختخواب را ترک می ‌کند.

آیا از دست بی ‌احترامی‌ فرزندتان خسته شده‌اید؟‌ آیا هر حرفی که می ‌زنید فرزند شما با چشم غره و طعنه به شما نگاه می ‌کند؟ آیا آنها بسیار حراف هستند و خیلی حرف می ‌زنند و به شما بی ‌احترامی می ‌کنند؟ اگر شما نیز در گروه این والدین قرار دارید، مقاله زیر را بخوانید تا دریابید که چگونه می‌ توانید فرزندتان را کنترل و مدیریت کنید. اگر به رفتار کودکتان واکنش نشان ندهید و آن را قوی ‌تر نکنید، به احتمال زیاد آن رفتار خیلی زود فراموش ‌شان می ‌شود. بی ‌احترامی کودکان به والدین به صورت یک زنجیره در یک ردیف قرار دارد و در درجه اول به احساسات کودک مرتبط می‌ شود و درست از زمانی آغاز می‌ شود که کودک احساس می ‌کند، در مورد او عدالت رعایت نشده است و دچار سرخوردگی و خشم می ‌شود. سوء استفاده زبانی به معنای حمله به شخصی به منظور آسیب رساندن و کوچک کردن و ترساندن آن فرد است که اغلب اوقات شامل تهدید فرد مقابل و یا فحاشی و استفاده از کلمات زشت می ‌‌شود. کودکان و نوجوانانی که این روش را در پیش می‌ گیرند، در حقیقت قصد دارند با حمله به شخصیت پدر و مادر، آنها را کنترل کنند و در واقع به پیامد و نتیجه عمل ‌شان فکر نمی‌ کنند.

دلایل بی ‌احترامی کودکان به والدین

دلیل بی ‌احترامی کودکان به والدین در اکثر موارد این است که آنها روش مناسب پاسخگویی احساسات‌‌ شان را نیاموخته‌اند و با تماشای اطرافیان و البته همسالان خود سعی می‌ کنند چیزهای جدید یاد بگیرند. زمانی که فرزند شما خسته و ناامید است و نمی ‌داند چگونه باید این حس خود را نشان دهد، با نگاه کردن به اطرافیانش درمی‌ یابد که این حس را چگونه انتقال دهد، مثلاً متوجه می ‌شود که شما در مواقع خستگی اخم می ‌کنید و چهره ‌تان عبوس می‌ شود، به این ترتیب به او به طور غیر مستقیم یاد می ‌دهید که هنگام خستگی باید اخم کند و چهره یک فرد عصبی را به خود بگیرد. نسبت به هر رفتار کودک ‌تان به طور مستقیم واکنش نشان ندهید، زیرا فرزندتان تحریک می ‌شود و مخصوصاً آن کار را انجام می‌ دهد.

یک نکته مهم را همیشه باید به خاطر داشته باشید

اگر هر دفعه نسبت به بی ‌احترامی و رفتار بد کودک ‌تان واکنش قوی نشان دهید، در حقیقت رفتار کودک را تقویت کرده و به آن قدرت می ‌بخشید و همانطور که فرزند شما رشد می ‌کند و به سن نوجوانی می ‌رسد، به دنبال روش‌ های جدید می‌ گردد تا از آن طریق شما را تحت فشار قرار دهد. هر چقدر شما کمتر آن را به چالش بکشانید، نیروی فرزندتان را کمتر کرده‌اید و هر چقدر قدرت رفتار زشت فرزندتان کمتر باشد، زودتر به فراموشی سپرده می‌ شود؛ بنابراین بدترین کار و واکنشی که می ‌توانید در برابر کودک ‌تان از خود نشان دهید، مقابله با کودک است. اگرچه گاهی چشم‌ پوشی از رفتار آنها بسیار سخت است، ولیبهتر است در بدترین شرایط نیز بهترین واکنش را نشان دهید.

واکنش در برابر طعنه کودکان

یکی از ارکان اصلی زنجیره بی ‌احترامی کودکان و رفتارهای کلامی زشت آنها، پاسخ ‌های کلامی نامناسب و طعنه زدن است که به طور کلی کودکان و نوجوانان، آن را به دو روش بروز می‌ دهند: معمولاً زمانی که احساس می ‌کنند تحت فشار هستند، می‌ خواهند با این روش به آرامش برسند و یا از آن در هنگام عصبانیت به عنوان روش ایمن برای کنترل و مدیریت خشم خود استفاده می ‌کنند. منظور از روش ایمن، روشی است که کمتر از هر وسیله دیگری آسیب و ضرر برساند. معمولاً طعنه زدن آموختنی است و فرزندان آن را از رفتار والدین الگو برداری می‌ کنند؛ بنابراین بخشی از رفتارها و واکنش‌های کودکان ناشی از رفتار والدین است. معمولاً وقتی بچه ‌ها کار اشتباهی انجام می ‌دهند، پدر و مادر شروع به سرزنش کردن و طعنه زدن آنها می‌ کنند و کودکان در برابر این رفتار والدین حالت دفاعی به خود می‌ گیرند و خود نیز این نوع رفتار را می ‌آموزند و هنگام نشان دادن خشم خود به سایر افراد از این روش استفاده می ‌کند و این بسیار تحقیر کننده است و موجب قطع ارتباط میان افراد می‌ شود. تمامی این مکانیسم رفتاری طعنه ‌زدن و بی ‌احترامی و پر حرفی ارتباطات را کمرنگ و کمرنگ ‌تر می‌ کند، وقتی هر یک از این رفتارها را از فرزندتان مشاهده کردید، اولین سوالی که باید از خودتان بپرسید، این است که چه چیزی موجب این رفتار کودک شده است؟ پیدا کردن پاسخ این سوال خیلی سخت نیست، گاهی یک کار به اتمام نرسیده و گاهی جنگ قدرت و ... دلیل آن هر چه باشد، بعد از شناسایی آن، بهترین روش، خنثی کردن آن است و هیچ‌ چیز ساده ‌تر و اثر بخش‌تر از این نیست که از فرزندتان بخواهید این‌ گونه رفتار نکند و به او بگوئید با من این‌گونه صحبت نکن، من این روش صحبت تو را دوست ندارم و نمی‌ پسندم. و سپس بقیه حرف ‌های او را گوش ندهید و از او دور شوید. بدین ترتیب شما قدرت را به دست آورده‌اید، در صورتی که اگر بایستید و با کودک خود بحث کنید، در حقیقت او را قدرتمند کرده‌اید، حتی اگر فرزندتان به شما گفت که تو مرا درک نمی ‌کنی و من به همین دلیل به تو بی ‌احترامی می‌ کنم، فقط کافی است برای او توضیح دهید که این وظیفه اوست که به گونه‌ ای رفتار کند که شما متوجه او و حرکاتش بشوید و او را درک کنید و بی‌احترامی، هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد.

بی ‌احترامی فرزند به خواهر یا برادر

هنگامی که یکی از فرزندان شما به خواهر یا برادرش بی‌ ادبی می‌ کند، اگر چه برای شما به عنوان پدر و مادر سخت است که مداخله نکنید، ولی سعی کنید مداخله نکنید. بچه ‌ها باید یاد بگیرند که روی پای خود بایستند. آنها در اتوبوس، در مدرسه و در کلاس تنها هستند و باید بیاموزند که چگونه از حق خود دفاع کنند؛ لذا این ایده اصلاً سنگدلانه نخواهد بود. آنها باید بیاموزند که در برابر این رفتارها چه واکنشی از خود نشان دهند. در این موارد می‌توانید از کودک خود بخواهید که یا نوع گفتارش را تغییر دهد و یا جمع را ترک کند و تنها بماند و به اتاقش برود. سعی کنید کودک خود را از جمع خارج و در گوشه‌ای به تنهایی با او صحبت کنید، زیرا سرزنش کودک در جمع باعث خجالت او نزد سایر کودکان شده و بعضاً مشکل تشدید می ‌شود. همه مشکلات در شرایط خصوصی ‌تر راحت ‌تر حل و فصل می ‌شوند. اگر واقعاً قصد شما، تغییر رفتار کودک ‌تان است، بهتر است دور از کودکان دیگر، با او حرف بزنید و او آسان ‌تر تصمیم بگیرد. اگر سن کودک شما کم است و نمی‌ تواند به راحتی شما را درک کند، می‌ توانید با گرفتن اسباب‌ بازی‌اش و محدود کردن تماشای تلویزیون او را متقاعد کنید تا زمانی که خواسته شما را برآورده نکرده است، نمی ‌تواند کار دیگری نیز انجام بدهد. و البته بهترین روش این است که ابتدا به او این فرصت را بدهید تا در زمان مناسب آن را انجام دهد؛ یعنی در حالی که از او توقع دارید آن کار را انجام دهد، ولی اجازه دهید هر زمان که تمایل دارد انجام دهد.

مهارت‌ های اجتماعی و حل مسائل

چگونگی تعامل و صحبت کردن با دیگران و چگونگی نشان دادن واکنش در برابر لطف و مهربانی سایرین و ... مهارت‌ های حل مسائل نیز عبارت است از چگونگی واکنش در برابر هر نوع رفتار سایرین و برطرف کردن انتظارات و مطالبات اطرافیان و این مهارت است که کودکان را در معرض انتقاد سایرین قرار می ‌دهد. برخی از کودکان به همین دلیل است که تکالیف‌ شان را انجام نمی‌ دهند، زیرا نمی‌ خواهد در کلاس مورد انتقاد قرار بگیرند و برای کار خود پاسخگو باشند.

آموزش مهارت حل مسائل به کودکان

همه افراد باانگیزه هستند ولی سوال اینجاست که انگیزه آنها چیست؟ هر کودکی برای انجام کاری مشتاق و علاقه‌ مند است و یکی از کارهایی که والدین می ‌توانند انجام دهند، این است که در برابر خواسته کودک مقاومت کنند و کنترل اوضاع را به دست بگیرند. در این موارد سکوت والدین و نشان ندادن واکنش به این معناست که در برابر قدرت و خواست کودک تسلیم شده‌اند. گاهی اوقات حتی لازم است با فریاد کشیدن و اصرار بر خواسته خود، اجازه ندهید کودک بر شما مسلط شود! گاهی واقعاً هیچ راه دیگری وجود ندارد. گاهی کودکان به روش دیگری برای گوش ندادن به والدین، متوسل می ‌شوند و پدر و مادر همواره باید به دنبال روش جدیدی باشند تا کنترل کودک را در اختیار داشته باشند. اگر هر روز با کودک خود کلنجار می‌ روید تا او بموقع از خواب بیدار شود، مطمئن باشید که مشکل حل نشده است، زیرا حتی اگر روزی کودک این کار را انجام دهد، برای نشان دادن قدرت خود به روش دیگری متوسل می‌ شود و مثلاً مسواک نمی ‌زند و یا حتی اگر دندانش را هم مسواک بزند، موهایش را شانه نخواهد کرد و یا لباس ‌هایش را عوض نخواهد کرد و یا تکالیفش را انجام نخواهد داد و ... در این موارد پدر و مادر روزگار سختی خواهند داشت. اولین گام در آموزش این مهارت به کودکان درک چگونگی طرز تفکر آنهاست. آنها همواره در تلاشند تا مشکل جدید را حل کنند؛ ولی روش آنها، ناکارآمد و تعریف شده است.

شما با روش نظام‌مند باید با این روش‌های ناکارآمد، مقابله کنید. راه ‌حل ‌های ساده‌ای همچون گرفتن تلفن همراه او و یا محدود کردن تماشای تلویزیون، مفید و کارآمد نخواهد بود؛ باید یک روش و یک تصویر کامل و جامع داشته باشید. در اکثر مواقع فریاد کشیدن و اصرار بر خواسته خودتان نیز م?ثر نیست و مشکل حل نخواهد شد، گاهی اوقات با داد زدن، فقط ضعف خود را به کودک نشان داده‌اید و او را قدرتمندتر می ‌کنید. سعی کنید حق انتخاب را به او بدهید و از کلمه «من می ‌خواهم» استفاده کنید؛ یعنی به جای اینکه به او دستور بدهید که از تختخواب بلند شو، بگوئید، من می‌ خواهم که تو بلند شوی و یا من می‌ خواهم که تکالیفت را انجام دهی؛ سپس اتاق را ترک کنید. اگر کودک شما باز هم خواسته شما را انجام نداد، به او بگوئید که باید عواقب آن را نیز در نظر بگیرد. مثلاً به او بگوئید اگر از رختخواب بلند نشوی، نمی ‌توانی هیچ کار دیگری هم انجام بدهی. نمی‌ توانی بازی کنی، نمی‌ توانی مدرسه بروی، نمی ‌توانی تلویزیون ببینی، نمی ‌توانی درس بخوانی و در نهایت در امتحاناتت مردود و بی ‌سواد می ‌مانی. و تمام این عواقب انتخاب خودت خواهد بود.

اگر واقعا قصد شما، تغییر رفتار کودک ‌تان است، بهتر است دور از کودکان دیگر، با او حرف بزنید و او آسان ‌تر تصمیم بگیرد. اگر سن کودک شما کم است و نمی‌ تواند به راحتی شما را درک کند، می‌ توانید با گرفتن اسباب‌ بازی‌اش و محدود کردن تماشای تلویزیون او را متقاعد کنید تا زمانی که خواسته شما را برآورده نکرده است، نمی ‌تواند کار دیگری نیز انجام بدهد. و البته بهترین روش این است که ابتدا به او این فرصت را بدهید تا در زمان مناسب آن را انجام دهد؛ یعنی در حالی که از او توقع دارید آن کار را انجام دهد، ولی اجازه دهید هر زمان که تمایل دارد انجام دهد.

انگیزه دادن به کودک

بعد از تعطیلات تابستان بازگشت به روال عادی روزهای مدرسه کمی سخت است؛ به خصوص برای کودکانی که تمام اوقاعت فراغت خود را در منزل مانده ‌اند. اغلب والدین در این مورد با مشکل رو به‌ رو می ‌شوند و فرزند آنها صبح با غرغر رختخواب را ترک می ‌کند. زمان انجام تکالیف مدرسه، اوضاع بدتر می ‌شود. موضوع قابل توجه این است که کودک انگیزه‌ دارد و فقط در برابر خواست شما مخالفت می‌ کند، برخی از کودکان با انجام ندادن تکالیف مدرسه و بیدار نشدن بموقع از خواب، قصد دارند به والدین خود بگویند که آنها این کارها را طبق خواست و به روش خود انجام خواهند داد، نه به خواسته پدر و مادر و روش آنها.وقتی فردی احساس ناتوانی و ضعف می ‌کند، سعی می ‌کند با قهر کردن، قدرتمند جلوه کند و وقتی کودک شما احساس ضعف و ناتوانی می ‌کند، با مدرسه نرفتن و انجام ندادن تکالیف و خودداری از انجام خواسته ‌های والدین می ‌خواهد قدرت خود را نشان دهد و ثابت کند که کنترل اوضاع را در دست دارد. در این موارد کنترل شرایط کاملاً از دست پدر و مادر خارج می ‌شود؛ ولی کودک این روش را تنها راه نشان دادن و اثبات قدرت خود می ‌داند. در این مواقع شما باید به او هشدار دهید و او را از پیامدهای طبیعی رفتارش آگاه کنید.

تشویق کودک

گاهی حتی لازم است که اجازه دهید کودک این مراحل را طی کرده و نتیجه و عواقب رفتار خود را مشاهده کند. گاهی نیز با در نظر گرفتن یک جایزه برای او می ‌توانید او را ترغیب کنید تا به حرف‌ های شما گوش بدهد. خیلی ساده است، اگر امتحاناتش را با موفقیت سپری کرد جایزه خواهد گرفت و اگر نتیجه دلخواه را نگرفت، هیچ تنبیهی در کار نخواهد بود. اگر تلاش شما برای سر به راه کردن کودکان نتیجه ‌ای نداد و این تلاش به جنگ والدین و فرزندان تبدیل شد و یا اگر فرزند شما کم‌ انگیزه است و به صحبت‌ های شما گوش نمی‌ دهد، ممکن است ناشی از یک مشکل و یک نگرانی بزرگ و یا نوع واکنش شما نسبت به رفتار او باشد که در این موارد بهتر است به پزشک مراجعه کنید.



[ جمعه 92/11/4 ] [ 11:33 عصر ] [ شبنم موحد ]

نظر

::

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

الکسا